محمودرضا فرزند دوم خانواده بود که در یکی از روستاهای شهرضا به نام بابوکان( منظریه فعلی) در سال1347 متولد شد.
پدرش مغازهی بوتیک فروشی داشتند در بچگی بیماری خاصی نداشت فقط یکبار عمل جراحی کوچکی روی او انجام شد و بهبود یافت.
علاقهی خاصی به کتاب خواندن داشت و عضو کتابخانه بود و وقتی از او میپرسیدیم کجا میروی به کتابخانه میرفت.
اهل گردش رفتن با دوستانش نبود در کارهای منزل به مادرش کمک میکرد اکر همسایه ها میخواستند خرید کنند از او کمک میگرفتند.
از همان دوران کودکی حدودا سوم ابتدایی نمازخواندن را شروع کرد و روزههایش را نیز نیمه کاره( به اصطلاح کله گنجشکی) میگرفت و در ماه محرم با پدرش به مسجد میرفتند و کمک میکرد و دوست داشت عضو بسیج باشد ولی نشد.
نحوهی شهادتش اینگونه بود که دم بازار کویتیها میخواسته از سقاخانه آب بردارد که یک مغازهای بود و پشت این مغازه یک نفر پتو فروشی داشت و در اینجا بمب گذاشته بودند و بمب منفجر شد و محمود به شهادت رسید.