پاسدار شهید محمدرضا ضیایی فرزند حاج داراب در سال ۱۳۴۲ در روستای هونجان در خانواده ای متدین و شهید پرور بدنیا آمد تحصیلات ابتدایی در هونجان و تحصیلات دبیرستانی را تا سوم دبیرستان در شهرضا گذرانید شهید ضیایی جوانی متدین و پرشور انقلابی و در ترتیب دادن اولین تظاهرات در روستای هونجان به کمک بردارش شهید نسیم اله و روشن نمودن اذهان روستائیان و اینکه خانها با آنها چه میکنند و به کمک دیگر جوانان انقلابی روستا نقش مهم و فعالی داشتند در تاسیس پاسگاه مقاومت بسیج هونجان و گذراندن بیشتر شبها در پاسگاه حرف اول را میزد شهید در ایام تعطیلات و بیکاری پدر شهید پرور خود را در امر شیشه بری و کشاورزی کمک میکرد جوانان روستا را به پر کردن جبهه ها بر اساس دستور امام ترغیب و تشویق مینمود شهید محمدرضا برای رفتن به جبهه ها که یکی از آمال و آرزو وی بود به اردوی آموزشی رفت و پس از آن به جبهه اعزام و در عملیات رمضان در پاسگاه زید در مورخه ٦١/۵/۷ بدرجه رفيع شهادت نائل آمد پیکر پاکش پس از تشییع در گلستان شهدای هونجان بخاک سپرده شد .
وصیت نامه
خدا یکی است . اشهدان لا الله الا الله و اشهد ان محمد رسول الله سلام بر مهدی امام زمان و نائب برحقش رهبر عزیز امام امت خمینی کبیر و سلام بر هـ همه رزمندگان اسلام و سلام به شهدای اسلام و سلام بر مردم شهید پرور ایران و سلام بر پدر و مادر و خواهران و برادران با عرض سلام چند سخنی با پدر و مادرم و خانواده عزیزم . پدر و مادر عزیزم اگر من لیاقت شهید شدن را پیدا کردم هیچ نگران نباشید من هیچ نگرانی از دست هیچ کس ندارم و امیدوارم که تمام رفقا و دوستان و آشنایان مرا حلال کنند و همیشه راهگشای انقلاب اسلامی باشند و از خود گذشتگی نشان دهند دیگر عرضی ندارم خداحافظ . خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار