پاسدار شهید محمد علی شاهپیری در تاریخ ۱۳۳۶/۵/۱۰ فرزند و در روستای زیارتگاه در خانواده ای متدین و زحمتکش بدنیا آمد در کودکی به مرض سرخچه سختی مبتلا شد و از آنجا که باید فدائی اسلام باشد بهبود یافت تحصیلات خود را تا پایان دوره ابتدایی ادامه داد و پس از آن در کوره های آجر پزی مشغول بکار شد با رسیدن به سن سربازی به خدمت وظیفه رفت و پس از اتمام ازدواج نمود و همچنان به کار ادامه داد در دوران انقلاب به محض شنیدن اعلام راهپیمائی ها مردم روستا را جمع آوری و برای شرکت در راهپیمایی به شهر می آورد و یکی از ترتیب دهندگان راهپیمائي ها محسوب میشد شهادت رجائی و باهنر چنان اثر عمیقی بر روح انقلابی او گذاشت که دیگر درنگ را جایز نداشت و در بسیج شهرضا ثبت نام تا بتواند بیشتر و بهتر به انقلاب خدمت کند و خود را برای جدال با مزدوران یعنی آماده کند شهید شاهپیری جوانی متدین انقلابی و با همه کسانی که با او در تماس بودند و خانواده مهربان و در انجام امور کوشا و فعال و گوش به فرمان امام بود در عملیات فتح المبین شرکت و در مورخه 1361/۱/۶ در دشت عباس به فیض شهادت نائل آمد پیکر پاکش را در زادگاهش حمل و پس از تشییع برابر وصیت نامه اش در ایوان امامزاده به خاک سپرده شد.
وصیت نامه
با درود برهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران امام خمینی بت شکن یاور مستضعفین نجات دهنده مردم بیکس و یاور به غیر از خدا. و خدا را صدهزار بار شکر میکنم که چنین نعمتی به ما داد هر چند که ما لیاقت آنرا نداریم امیدوارم از خدا که مارا در راه راست هدایت کند و هر که قابل هدایت است بزودی زود هدایت شود و هرکس که قابل هدایت نیست ریشه کن فرماید و هر چه زودتر حضرت ولی عصر (عج) را بر ما برساند و بزودی راه کربلا باز شود و سلام بر شهیدان صدرالاسلام و سلام بر معلولین جنگ تحمیلی و مرگ بر آمریکا جهانخوار و نوکرانش و سردمدارانش مرگ بر شوروی و مرگ بر منافقین که هرکس اگر آخرت را ندارد دنیا را دارد و اینها نه دنیا را دارند و نه آخرت وصیت من این است که دست از امام برندارید و خودم هم مطیعش هستم که وضع زمان شاه خائن نمیشود که جوانان زیر شکنجه جان به جان آفرین تسلیم کردند انشاء … بهتر میشود که این مزدوران آمریکا از ناراحتی چشمهایشان در بیاید از پدر و مادر میخواهم که ناراحت نشوند و اگر شهید شدم در ایوان امامزاده زیارتگاه به خاکم بسپارند و به جای قباله همسرم هر چه دارم بفروشید و به او بدهید .