سایت جامع شهدای شهرستان شهرضا
روز
ساعت
دقیقه
ثانیه

شهید احمد شیدانشید

خلاصه زندگی نامه
شهید احمد شیدانشید در سال ۱۳۳۹ در شهر مذهبی شهرضا متولد شد. تحصیلات خودش را تا مقطع دیپلم ادبی گذراند و به شغل معلمی روی آورد. احمد در شهریور ماه سال ۱۳۶۱ به صورت داوطلب از سوی آموزش و پرورش به سنگر سازان بی سنگر پیوست و به عنوان راننده تدارکات مشغول فعالیت شد، اما به لحاظ شغل فرهنگی خود در امور تبلیغاتی جنگ نیز فعالیت نمود. 20 روز از حضورش در جبهه به گذشته بود که در جاده اهواز – خرمشهر مورد اصابت ترکش گلوله قرار گرفت و در اثر جراحات فراوان به درجه والای شهادت نایل آمد. پیکر مطهر او را به شهرضا منتقل کردند و در گلزار شهدای این شهر به خاک سپردند.
إِنَّا لِلَّهُ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ سلام بر محمد صلى الله علیه و آله رهبر بشریت و سلام به امام امت روحى له الفداه منجی مستضعفین و سلام بر همه شهیدان از صدر اسلام تاکنون این وصیت نامه گناهکاری است که هیچ عملی برای فردای قیامتش انجام نداده و فقط امید به فضل خدا دارد. اشهدان لا اله الا الله و اشهد ان محمداً رسول الله و اشهد ان علياً ولی الله پس از اقرار به وحدانیت خدا و رسول و ائمه معصومین (ع) معتقدم که شب اول قبر و سوال نکیر و منکر و قیامت و حساب اعمال همه حق است. اما بعد این بنده حقیر برای رضای الله و برای لبیک گفتن به هل من ناصر ينصرنی حسین (ع) که در کربلای خونین ندا داد و امروز این ندا از حلقوم فرزند پاکش امام خمینی بلند است به جبهه جنگ حق علیه باطل آمدم. بار الها می دانم که لیاقت شهادت را ندارم و گناهکارم ولی مشتاق لقاء تو میباشم هر چند خودت فرمودی فَمَنْ كَانَ يَرْجوا لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلُ عَمَلاً صَالِحاً (سوره مبارکه کهف – قسمتی از آیه شریفه ۱۱۰) هر کس به لقای رحمت او امیدوار است باید نیکوکار شود من هیچ کار نیکی انجام نداده ام که به آن امیدوار باشم فقط امید به لطف و کرمت دارم. خدایا به مقربان درگاهت این فیض عظما را نصیب بگردان، زیرا در مسلخ عشق جز نکو را نکشند/روبه صفتان زشت خو را نکشند /گر عاشق صادقی زکشتن مهراس /مردار بود هر آنکه او را نکشند اما سخنی با پدر و مادرم امیدوارم که مرا حلال کنید. اجر شما با امام حسین (ع)، پدر و مادر ناراحت نباشید اگر فرزندتان را در راه خدا دادید در عوض فردای قیامت جلوی پیامبر (ص) رو سفید هستید. راضی نیستم در شهادت من کسی گریه کند هر گاه خواستید گریه کنید به یاد امام حسین (ع) و غریبی او بگریید. اما تو همسرم باید زینب وار عمل کنی و همیشه به یاد خدا باشی. اگر صبور باشی فردای قیامت زهرای اطهر (س) شفیع تو خواهد بود. و اما شما برادرانم که همگی باید فقط به اسلام و امام بیندیشید که فردای قیامت از شما حساب می خواهند. تقوا پیشه کنید و همیشه به یاد خدا باشید، زیراكه، أَلَّا بَذِكْرِ اللَّهُ تَطْمَئِنُ الْقُلوب بعدها که فرزندم بزرگ می شود و سراغ پدر می گیرد به او بگویید که پدرش برای اسلام شهید شد و او باید این کوله بار خونین را به دوش بکشد و راهم را ادامه دهد. اما بعد از شهادتم شب جمعه ای دعای کمیل را برگزار کنید و از حاج آقا جلال آزاد دعوت کنید که در آن دعا شرکت کند و مصیبتی بخواند و همه برای امام حسین (ع) گریه کنید و ما را یاد کنید. اما سخنی هم با برادران فرهنگیم برادران مسوولیت شما خیلی زیاد است، زیرا شما اسم اسلام را روی خود گذاشته اید و این اسم بسیار سنگین است اگر در فرهنگ خلاف اسلام و قرآن عمل کنند گناهش به گردن شماست. مبادا توده ایها و بی حجابها و ضد انقلابها در فرهنگ بمانند و شما بی تفاوت باشید. تقوا پیشه کنید و از خدا پیروی ولی بیایید در کارهایتان اخلاص را فراموش نکنید تزکیه بشویید که تعلیم و تعلم بدون تزکیه گمراهی به همراه دارد. دیگر عرضی ندارم والسلام احمد شید انشید – ۱۳۶۱/۶/۲۴
خاطرات

محتوایی برای این مورد یافت نشد.

گالری تصاویر شهید