پاسدار شهید محمد علی شهری فرزند علی محمد در سال ۱۳۳۷ در شهرضا در خانواده متدین و متعهد و معتقد بدنیا آمد تحصیلات خود را تا سیکل ادامه داد و چون پدر خود را از دست داد و تنها فرزند ذکور خانواده بود در کارگاه در و پنجره سازی مشغول بکار گردید و زیر نظر مادر مهربان خود پرورش یافت در کلیه تظاهرات بر علیه دستگاه طاغوت شرکت و پس از پیروزی انقلاب بخدمت در سپاه پاسداران مشغول شد و با شروع جنگ تحمیلی راهی جبهه ها شد در چند عملیات شرکت و از خود رشادتها و از خود گذشتگی هایی ابراز نمود این شهید تنها فرزند ذکور خانواده و فقدانش برای مادر پیرش بسیار ناراحت کننده بود و مخصوصا بدست منافقین محلی و جودش پرپر شد.
پس از آن ازدواج نمود و متاسفانه هنوز بیست و پنج روز از ازدواجش نگذشته بود که در شهرضا در حالیکه رانندگی فرماندهی سپاه را بعهده داشت با نارنجک کوردلان منافق بدرجه رفیع شهادت نائل آمد جنازه پاکش طی مراسمی به گلستان شهدای شهرضا انتقال و به خاک سپرده شد .
وصیت نامه
وصیتنامه اینجانب محمد علی شهری به پیشگاه امام امت و خانواده ام و ملت شهید پرور ایران در اوج آتش و گلوله و رگبار تنها صدای اوست که میماند در لحظه های عرضه ایثار تنها پیام اوست که می شوراند اینک نظاره کن ای هموطن پیکار حق و شرارت رامائیم و باطل مطلق مائیم و پنجه های نظم و جنایت مائیم و بحر بیکران دشمن اما با ندای تکبیرمان اما با سلاحمان ما با نثار خونمان ، فتح و ظفر را بر کاخهای کناره شط العرب فتح و ظفر برکنار شش گوشه قبر حسین فتح و ظفر بر کربلای ایران خوزستان تنها مقدمه کار است ، هان ای برادر همرزمم ای پاسدار سلحشور سرباز مومن و بی بیم سلاحت را دگر برگیر دگر بار اسلامت را تو یاری کن ندا برکش ، هر جبهه کربلاست هر روز عاشور است و هر ماهی است محرم ، در آن ماه محرم روز عاشورا ، حسین آن شیر مرد حق ، به لشکر طاغوت چنین فرمود که هل من ناصر ينصرنی ، ایا هست یک یاری ، حسین را اور کند یاری و لشکر در سکوتی گنگ مدفون شد سپس فرمود الا ای ظالمان بذلت درد می بودن همه ننگ است .
شهادت از برای من بسی سهل است / تا بودن به خواری زندگی کردن
امتم ، من عازمم ، عازم کربلای حسین ، دیگر لحظات به این خوبی برایم پیش نمی آید ، خوشحالم چرا که لحظه به این زیبایی در زندگیم نداشتم و از این لحظه آغاز زندگی نوین من است – جهاد ، جهاد در راه خدا ، جهاد فی سبیل الله. مادرم این را تو بدان که فرزندانت امانتی پیش و نزد تو نبود آنهم برای امتحان ، درود خدا بر تو که از این امتحان روسفید برآمدی این امتحان بود و اما برای امتحان با قلبی پاک باروحیه استوار و امیدوار به جبهه حق عليه باطل مروم به امید اینکه من مدرکه شهادت را بگیرم ، خواهرانم شما صبر و استقامت را پیشه کنید به مادرم و همسرم دلداری دهید تا دشمنان اسلام بفهمند ما از شهید دادن باکی نداریم تا پیروز نشویم آرام نخواهیم نشست .
به امید پیروزی اسلام و مسلمین