پاسدار شهید مقصود آقائی فرزند بیرامعلی درسال١٣٤٢در یک خانواده عشایری متدین در (روستای آل ضیاء الدین اسفند یار آباد) چشم به جهان گشود تحصیلات ابتدایی را با امتیاز بالا در دبستانهای عشایری به پایان رسانید شهید از هوش و استعداد سرشاری برخوردار بود در امتحان ورودی دبیرستان عشایری شرکت و با رتبه بالا قبول شد و به تحصیل ادامه دادشهیداولین فرزند پسر بزرگ خانواده بود در ایام تعطیلات دوش به دوش پدر خود به کـارکشاورزی میپرداخت و هزینه تحصیلی و مخارج خانواده را تأمین میکرد شهید آقائی جوانی خوش اخلاق و خوش برخورد بود و از این نظر در بین فامیل مشهور و محبوب بود به روحانیت متعهد و انقلابی علاقه داشت و مخصوصا به امام عشق میورزید و با پیروزی انقلاب در خط امام و تنها راه او را راه خدا میدانست و پیوسته میگفت اگر قرار باشد که من بمیرم چه بهتر که در راه خدا باشد که شهادت نام دارد شهید در تاریخ ۱۳٦١/٢/١٥ شهید و پیکر پاکش پس از تشییع در گلستان شهدا امامزاده شاهرضا به خاک سپرده شد.
وصیت نامه
وصیت نامه شهید
فليقاتل فی سبيل الله الذين يشرون الحیاةالدنيا بالاخره و من يقاتل في سبيل الله فيقتل اويغلب فسوف نوئیه اجرا عظیما (نساء۷۴)
در چنین موقع حساس که صدام کافر بر کشور ما حمله کرده و به قول خود میخواهد جلوی صدور انقلاب اسلامی را بگیرد یعنی در اصل جلوی عملی شدن آیه های قرآن را بگیرد. بنده با عزمی راسخ وایمان به الله برای نابودی کفر و نبرد برای صدور اسلام به جبهه های حق می شتابم تا به این که میگوید مومنان باید در راه خدا باآنانکه حیات مادی دنیا را بر آخرت برگزیدند جهاد کنند و هر کس در جهاد برای خدا کشته شود یا فاتح گردد.زود باشد که او را در بهشت ابدی داخل میگردانیم (اجری عظیم دهیم) لبیک گفته و به یاری خدا و بیاری
مومنان خدا برای جنگ با کسیکه تنها با دنیای مادی فکر می کند و برای شیطان کار می کند می شتابیم .
و امید است که در این راه به پیروزی برسیم و به شما به عنوان یک بنده خدا وصیت میکنم که قرآن بخوانید و عهد و پیمان خود را با خدا محکم دارید و به ریسمان الهی چنگ زنید و همیشه و همه حال برای خدا و بیاد خدا کار کنید و هوشیار باشید که شیطان شما را به دام خود نیندازد. اگر ما در این راه به آرزوی خود رسیدیم هیچگونه ناراحت نباشید چون شهادت في سبيل الله ناراحتی ندارد ولی اسارت است که ناراحتی دارد و بدتر از همه اسارت در خود بعضی خود خواهی و هوای نفس است که نگرانی در برداردکمی فکر کنید که خون من در برابر آن مومنینی که قبلا شهید شده اند چه ارزش دارد و غیر از آن در برابر خدائیکه این همه نعمت به ما داده است بی ارزش است و چیز ناقابلی است و به پدر و مادرم می گویم که اگرمن را دوست دارند بجای من خمینی را دوست بدارید و شکر خدای را بجا آورید و گوش به حرف باده گویان ندهید که آنان یاران شیطانند و به برادرانم راه حسین و به خواهرانم راه زینب را توصیه میکنم .
والسلام