پاسدار و دانشجوی شهید حسنعلی ترابی در سال ۱۳۳۹ فرزند رحیم در روستای زیارتگاه شهرضا در خانواده ای زحمتکش و متدین کشاورز روستایی شهید پرور به دنیا آمد حسنعلی دومین شهید خانواده میباشد. و قبل ازبرادرش حسینعلی شهید شده بود صبر و تحمل این خانواده محترم را از خداوند منان آرزو مندیم شهید حسنعلی سه سال بود که از نعمت داشتن پدر محروم گردید و تحت پرورش مادر دلسوز و برادرانش تربیت یافت و با اخذ دیپلم دررشته برق از هنرستان در کنکور سراسری شرکت و در رشته مهندسی مخابرات دانشگاه تهران قبول شد و ثبت نام نمود و فقط یک هفته در کلاس حضور به هم رسانید شهید حسنعلی خدمت سربازی را تمام کرد و به جبهه ها عزیمت نمود و می گفت خداوند مرا بین دو دانشگاه جبهه و دانشگاه آزمایش میکند و من جبهه را بر دانشگاه ترجیح می دهم و با خدمت سربازی که در جبهه ها گذرانید ضمنا مدت پنج سال از عمر پر برکت خود را در جبهه ها گذرانید و در سال ۶۲ از ناحیه با مجروح گردید که پس از بهبودی نسبی مجددا به جبهه رفت و از اول سال ۶۰ تا پایان ۶۳ تمامی عملیات شرکت داشت .شهید حسنعلی جوانی متدین و انقلابی و نمازهای شب او جلوه خاصی از رابطه با معبود و راز و نیاز شبانه اش عشق را در دلها بیدار میکرد و اخلاق و رفتار او الگو و نمونه برای افراد دیگر بود بالاخره در تاریخ ۱۳۶۳/۱۲/۲۳پس از پنج سال رزم بی امان با دشمنان اسلام در جزایر مجنون به درجه رفیع شهادت نایل آمد جنازه پاکش رابه زادگاهش حمل و پس از تشییع در کنار برادر شهیدش در امامزاده زیارتگاه به خاک سپردند شهید از شعر و شاعری بی بهره نبود و اشعاری از و بیادگار مانده و در زبان عربی تسلط داشت .
وصیت نامه
اینجانب از دور دست و بازوی قدرتمند شما را که دست خدا بالای آن است میبوسم و براین بوسه افتخارمی کنم امام خمینی حمد و سپاس خداوندی را که هر چه هست از اوست و سلام بر نبی اکرم و اهل و بیت طاهرین و بر امام
زمان (عج) و امام امت شهدا و مفقودین اسرا و مجروحین و خانواده های محترم آنان و بر خانواده عزیزم بر مادرمهربانم برادر بزرگوارم و خواهرانم و دختر دایی محترم عمادجان و امیر حسین عزیزم امیدوارم که تحت توجهات خداوند متعال در سلامت بوده و باشید بتوانیم در آینده ای نزدیک با یاری خداوند منان کربلا و قدس را فتح کنیم وفتنه را از جهان بر اندازیم چون چند روزی بیش نیست که از مرخصی آمده ام مطلبی برای نوشتن ندارم شاید تا این نامه به دست شما برسد سال نو تمام شده باشد و خورشید روز عید دمیده باشد البته به قول مولای متقیان علی (ع) هرروزی که در آن معصیت و نا فرمانی خداوند نشود همانروز عید است امیدوارم سال جدید را با ایمان و اخلاص و صفای روح بیشتری شروع کنید ما را عادت داده بودند هنگام تحویل سال پول نو در جیبمان باشد که تا سال آینده اش بی پول نشوم هر چند پول ما هیچ گاه از چند ریال یا چند تومان تجاوز نمی کرد خلاصه سال را با امید شروع می کردم اماافتخار دارم بگویم چند سال است هنگام تحویل سال نه تنها اگر پول توی جیم! جیم باشد بیرون گذاشته و خالی میکنم بلکه سعی می کنم لااقل آن ساعت را ذره ای معنویت پیدا کنم تا شاید تحولی در احوالم پیدا شود و انقلابی در قلبم پدید آید همانگونه که در روز و شب و فصل تدبر شده است همیشه عیدها کت و شلوارهای نو را می دیدیم و جیب های پر اصل شیرینی امسال باید بی نوایان را گرسنگان را و بی پدر و مادرها را در نظر گرفت اما لبخند وخوشحال کاری به هیچکدام از اینها ندارد یک انسان مومن باید لبخند بر لب داشته باشد و گونه ای نباشد که انسان حس کند برای گرفتن طلب آمده است این حقیر دیگر عرض ندارم و خدا حافظی میکنم راستی حال من خیلی
خیلی خوب است و رفع کسالت شده است ( اصلا آب و هوای اینجا به من می سازد هر که با شد از حال ما پرسان بگو
سلام رساند به همه دوستان و یاران و برادران را سلام میرسانم آخر آدم وقتی حال نامه نوشتن ندارد نامه اش اینگونه است مثل اینکه تخم اردک بگذاری زیر پای مرغ و بوقلمون در آید .